سپیده در نفس

سپیده در نفس

سپیده در نفس سرد شب تپید و شکست ز برج حادثه...

مستطیل سبز

مستطیل سبز

عشق در نخستین نگاه در ثانیه های سرنوشت‌ساز یک...

صلیب مسیحا

صلیب مسیحا

گلچینِ پاره های دل ماست باغچه یا گوردسته جمعی گل...

رقص دسته جمعی

رقص دسته جمعی

آمد بهار اما پشت دریچه آمد غچی به دیدن ما پشت...

آفتاب من

آفتاب من

در نغمه نغمهءغزل آوازپای توست درچارفصل درنفس من...

نام من و تو

نام من و تو

ای کاش، سرنوشتم از سرنوشته میشد برقصه قصهء آن...

چشمهء سیاه

چشمهء سیاه

درجاده های خالی باخود مقابل استم بسیار لااُبالی...

شاپرک ها

شاپرک ها

گر ماهتاب باشد یا آفتاب باشد در اشک جاری من نقشی...

شراب در شیشه

شراب در شیشه

نازنین در اتاق خود تنها، مانده مثل شراب در شیشه...

بدگذشت

بدگذشت

بسیار تنها بوده ام اما نگفتم : بدگذشت! بسیارتنها...