رقص دسته جمعی

رقص دسته جمعی

آمد بهار اما پشت دریچه آمد غچی به دیدن ما پشت...

آفتاب من

آفتاب من

در نغمه نغمهءغزل آوازپای توست درچارفصل درنفس من...

نام من و تو

نام من و تو

ای کاش، سرنوشتم از سرنوشته میشد برقصه قصهء آن...

چشمهء سیاه

چشمهء سیاه

درجاده های خالی باخود مقابل استم بسیار لااُبالی...

شاپرک ها

شاپرک ها

گر ماهتاب باشد یا آفتاب باشد در اشک جاری من نقشی...

شراب در شیشه

شراب در شیشه

نازنین در اتاق خود تنها، مانده مثل شراب در شیشه...

بدگذشت

بدگذشت

بسیار تنها بوده ام اما نگفتم : بدگذشت! بسیارتنها...

دق شده ام

دق شده ام

کجاست عطر نفس های یار؟ دق شده ام! چقدر طول کشید...

سکوت تیره

سکوت تیره

حالا که عاشقانه شگفتن اجازه نیست ازعشق گفته اند...