برو که وقت ندارم برای دیدن خویش زیاد دلزده ام از...

یک دعای خیر

یک دعای خیر

ای کاروان تازه سفر! یک دعای خیر! در امتداد خطّ...

سیاهی کابوس

سیاهی کابوس

گلوله آمد و گل ناگهان به خاک افتاد شگوفه کُشته...

Think!

Think!

Think! Nights had shared popcorns of stars with...

شکست بغض

شکست بغض

گلوله آمد و گل ناگهان به خاک افتاد شگوفه کُشته...

ما خوشباوران

ما خوشباوران

تا شگوفه پلک زد در پنجهء پاییز بود تیرباران بود...

پرونده مشکل

پرونده مشکل

چقًدراین فاجعه پیچیده،این پرونده مشکل بود که...