شراب در شیشه

ژوئن 1, 2018 | دیوانه در قرنطین, کتاب ها

نازنین در اتاق خود تنها، مانده مثل شراب در شیشه
چند روز است در قرنطین است مثل عطرگلاب در شیشه

تا که از روزنامهء خورشید خبرتازه یی به ما گوید
مانده مانند شربت لیمو بهر او ماهتاب درشیشه

ماسک پوشیده ماه ، ترسیده از شیوع شدید تاریکی
ابرکو؟ دخترطلایی شب رفته پشت حجاب در شیشه

دزد این بار نیست در بیرون ، هست در بین خانه ها در خون
قاب کرده ست چهرهء ما را یک نفر در نقاب در شیشه

فصل تاریک سنگسار شده ، دل ما سنگ گشته ، وار شده
نقشه برآب میکشم با تو : نقش خود را بیاب در شیشه!

با چه نیرنگ صبح صادق را از طلوع دروغ بشناسم؟
عکس فوری یک تروریست است چهرهء آفتاب در شیشه

.

از کتاب « دیوانه در قرنطین» سمیع حامد
پ.ن : هیچچچچ!

رویای شاعرانه

رویای شاعرانه

-۱- همسایه! ماه گم شده، بیدار، با خبر! دیوی نشسته در پس دیوار، باخبر! ماری به سوی لانهء گنجشک میخزد از نردبان سبز...

یک دعای خیر

یک دعای خیر

ای کاروان تازه سفر! یک دعای خیر! در امتداد خطّ خطر ، یک دعای خیر! باید شکست سدّ طلسم کسوف را در مرز آفتابگذر، یک دعای...

زیستنامهء مرگ

زیستنامهء مرگ

عشق در نخستین نگاه در ثانیه های سرنوست‌ساز یک مسابقه گولِ بازیگرمحبوب مان است بازی ها ادامه دارند در میدان شطرنجی روز...