آتش بزن! آبم کن

مه 19, 2020 | غزل و موزون

آتش بزن! آبم کن، مقصد که تو خوش باشی
ای خوب! خرابم کن، مقصد که تو خوش باشی

هرکس که ترا بیند عاشق شود، اینگونه
در جمع حسابم کن، مقصد که تو خوش باشی

گیلاسک ِ آبم کن بر میز ِ اتاق ِ خواب
یا جام شرابم کن مقصد که تو خوش باشی

هر نغمه که میسازی با ساز تو میسازم
گیتار و ربابم کن، مقصد که تو خوش باشی

چتری ترا گیرم تا پیش ِ درت، بگذار!
از کوچه جوابم کن، مقصد که تو خوش باشی

.
سمیع حامد

سیاهی کابوس

سیاهی کابوس

گلوله آمد و گل ناگهان به خاک افتاد شگوفه کُشته شد و ارغوان به خاک افتاد چه برق جعبهء باروت ماه را در داد؟ که تکّه تکّه...

شکست بغض

شکست بغض

گلوله آمد و گل ناگهان به خاک افتاد شگوفه کُشته شد و ارغوان به خاک افتاد چه برق جعبهء باروت ماه را در داد؟ که تکّه تکّه...

ما خوشباوران

ما خوشباوران

تا شگوفه پلک زد در پنجهء پاییز بود تیرباران بود یا چاقوی باران تیز بود؟ چوکی همسایه چرخید و سرمن چرخ خورد نقشهء بربادی...