سپیده در نفس

مه 19, 2020 | شیشه های تشنه

سپیده در نفس سرد شب تپید و شکست
ز برج حادثه خورشید پرکشید و شکست

ستاره یی که چراغ چریک شب ها بود
ز چشم غمزدهء آسمان چکید و شکست

سکوت ماه ز خلوت‌سرای خواب‌زده
میان دیدهء من بال‌گسترید و شکست

دلم که منتظر فجر سبز جنگل بود
ز لحظه های بشارت گلی نچید و شکست

ز باغ ها چه بخوانم که از نگونی بخت
بهار بر لب باران فرا رسید و شکست

.
از کتاب قدیمی ” شیشه های تشنه” سمیع حامد