« تقدیم به …..»

ژوئن 1, 2018 | « تقدیم به .....», کتاب ها

عاشقانه میرسی خواب طلایی دیده ام
شیرتوتِ اشک هایم را برایت چیده ام

در گمان استم که غافلگیر میسازی مرا
دستپاچه چارسوی خانه را پالیده ام

مردم از برگشت تو با خنده مژده داده اند
مثل یک معتادِ تازه روی پل رقصیده ام

بسکه یادت کرده ام دیگر سراپا توستم
در رهت فوّاره گشته روی خود باریده ام

ای مسافر! مژه ات جا مانده روی پلک من
دیده ام یک شمّه در گیلاس چای دیده ام!

از کتاب « تقدیم به …..» سمیع حامد

رویای شاعرانه

رویای شاعرانه

-۱- همسایه! ماه گم شده، بیدار، با خبر! دیوی نشسته در پس دیوار، باخبر! ماری به سوی لانهء گنجشک میخزد از نردبان سبز...

یک دعای خیر

یک دعای خیر

ای کاروان تازه سفر! یک دعای خیر! در امتداد خطّ خطر ، یک دعای خیر! باید شکست سدّ طلسم کسوف را در مرز آفتابگذر، یک دعای...

زیستنامهء مرگ

زیستنامهء مرگ

عشق در نخستین نگاه در ثانیه های سرنوست‌ساز یک مسابقه گولِ بازیگرمحبوب مان است بازی ها ادامه دارند در میدان شطرنجی روز...