در نغمه نغمهءغزل آوازپای توست

درچارفصل درنفس من هوای توست

با یاد تو دریچه بغل بازکرده است

کنسرت عاشقانهء باران برای توست

ازشعرعاشقانهء من کافه ساخته

آن قهوهء لذیذ که درچشم های توست

قاب توام، نقاب توام، آفتاب من!

درسینه جای توست درآیینه جای توست

انداخته تب تو مرا روی بسترت

شکرخدا که خاطر من مبتلای توست

.

از کتاب « دیوانه در قرنطین» سمیع حامد

رویای شاعرانه

رویای شاعرانه

-۱- همسایه! ماه گم شده، بیدار، با خبر! دیوی نشسته در پس دیوار، باخبر! ماری به سوی لانهء گنجشک میخزد از نردبان سبز...

یک دعای خیر

یک دعای خیر

ای کاروان تازه سفر! یک دعای خیر! در امتداد خطّ خطر ، یک دعای خیر! باید شکست سدّ طلسم کسوف را در مرز آفتابگذر، یک دعای...

زیستنامهء مرگ

زیستنامهء مرگ

عشق در نخستین نگاه در ثانیه های سرنوست‌ساز یک مسابقه گولِ بازیگرمحبوب مان است بازی ها ادامه دارند در میدان شطرنجی روز...